آن لب تبدار را یک بار بوسیدن شفاست...
عشق را لای در و دیوار پنهان کردهای
باغ گل را پشت مشتی خار پنهان کردهای
ای لبانت کار دست نازنینان بهشت!
راز بگشا ، از چه رو رخسار پنهان کردهای ؟
زیر آن پیراهن گلدار پنهان کردهای
آن چه را در لحظهی دیدار پنهان کردهای
وای از این دارو که از بیمار پنهان کردهای
در کدامین حجرهی بازار پنهان کردهای ؟
ناصر حامدی